Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تفت

تلفظ بین المللی : /tˈaft/ تلفظ :‌ [t'aft]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • تفت دادن
  • تفت بافت
  • تفت شهر
  • تفت شهرستان
  • تفت ویلیام هوارد
  • تفت اب پز کردن
  • تفت اب پزی
  • تفت هدائن
  • تفت و تیل هدائن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

تفت . [ ت َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش تفت در شهرستان یزد است . این قصبه در دامنه ای که ارتفاع آن از سطح دریا در حدود 1200 گز است قرار دارد. آب آنجا از قنات و شغل مردم زراعت و گله داری است و در حدود 7100 تن سکنه دارد. در این قصبه بخشداری و شهرداری و آمار و بهداری و ژاندارمری و آموزش و پرورش و بیمه وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1). و رجوع بماده ٔ قبل شود : تفت رشک ریاض رضوان است که در او جای...

فرهنگ عمید

شوکران#NAME?

۱. گرم؛ باحرارت.
۲. [قدیمی] تند؛ تیز؛ باشتاب: ◻︎ به دستوری شاه دیوان برفت / به‌پیش سپهدار کاووس تفت (فردوسی: ۲/۵۵).

۱. گرم، باحرارت.
۲. [قدیمی] تند، تیز، باشتاب: به دستوری شاه دیوان برفت / به پیش سپهدار کاووس تفت (فردوسی: ۲/۵۵ ).
= شوکران

فرهنگ معین

(تَ) (اِ.) سبد چوبین که در آن میوه جا دهند.

(تَ) 1 - (ص .) گرم . 2 - (اِ.) گرمی ، حرارت . 3 - حرارت ناشی از خشم . 4 - با شتاب ، تند و تیز. 5 - خرام ، خرامان .

(تَ ) ۱ - (ص . ) گرم . ۲ - (اِ. ) گرمی ، حرارت . ۳ - حرارت ناشی از خشم . ۴ - با شتاب ، تند و تیز. ۵ - خرام ، خرامان .
(تَ ) (اِ. ) سبد چوبین که در آن میوه جا دهند.

فرهنگ فارسی

گرم، تندوتیز، باحرارت، باشتاب
( اسم ) سبد چوبین که در آن میوه جادهند .
قصبه مرکز بخش تفت در شهرستان یزد است این قصبه در دامنه که ارتفاع آن از سطح دریا در حدود ۱۲٠٠ گز است قرار دارد

دانشنامه عمومی

تَفْت شهری است در بخش مرکزی شهرستان تفت که در استان یزد ایران واقع شده.شهر تفت در جنوب غربی استان یزد و در فاصله ۱۰ کیلومتری شهر یزد واقع شده و به دلیل قرار گرفتن در دامنه های شیر کوه از آب و هوایی خنک نسبت به دیگر شهرهای استان برخوردار است. شهر تفت به طور کلی از دو بخش تشکیل می شود: بخش شمالی و بخش جنوبی که به ترتیب گرمسیر و سردسیر نامیده می شوند. دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تاریخ شناس معاص...

گویش مازنی

۱حرارت – گرما ۲گاز حاصل از پوست کندن پرتقال و دیگر مرکبات ...

/taft/ حرارت – گرما - گاز حاصل از پوست کندن پرتقال و دیگر مرکبات که بر اثر فشردن پوست به صورت قطرات ریز آب خارج شود

مترادف و متضاد

سبد چوبی

باشتاب، تند

تابش، حرارت، گرمی، هرم

۱. تابش، حرارت، گرمی، هرم
۲. باشتاب، تند
۳. سبد چوبی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تفت، شهرستان و شهری در استان یزد می باشد.در جنوب غربی استان یزد قرار دارد. از شمال به شهرستان صدوق ، از شمال شرقی به شهرستان یزد، از مشرق به شهرستان مهریز ، از جنوب به شهرستان خاتم ، و از مغرب به شهرستان ابرکوه محدود می شود و مشتمل است بر دو بخش (مرکزی و نیر)، دَه دهستان و دو شهر (نیر و تفت). کوههای سنگتراش و کوه سیاه و لااَنجیر/ لاانجیره، هر سه از توده کوهستانی شیرکوه (بلندترین قله: ح ...

کلمات مرتبط

  • تفت دادن
  • تفت بافت
  • تفت شهر
  • تفت شهرستان
  • تفت ویلیام هوارد
  • تفت اب پز کردن
  • تفت اب پزی
  • تفت هدائن
  • تفت و تیل هدائن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات