معانی کلمه : تفت دادن
لغت نامه دهخدا
تفت دادن. [ ت َ دَ ] ( ع مص ) کمی در تابه برشته کردن. کمی سرخ کردن. بی روغن و آبی حرارت دادن به چیزی ، در ظرفی برآتش نهاده. در آشپزی بودادن چنانکه آرد حلوا را در تابه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تفت دادن گوشت و مانند آن . کمی حرارت دادن تا رنگ آنها بگردد حرارت دادن.
مترادف و متضاد
نیمهسرخ کردن
حرارت دادن، داغ کردن
۱. حرارت دادن، داغ کردن
۲. نیمهسرخ کردن
