معانی کلمه : تغیر کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خشمگین شدن بر عصبانی گشتن .
مترادف و متضاد
۱. برافروخته شدن، تندی کردن، خشمگین شدن، خشم گرفتن، غضبناک شدن
۲. دگرگون شدن، تغییر کردن، تغییر یافتن

۱. برافروخته شدن، تندی کردن، خشمگین شدن، خشم گرفتن، غضبناک شدن
۲. دگرگون شدن، تغییر کردن، تغییر یافتن