تعمیر. [ ت َ ] ( ع مص ) زندگانی دادن. ( زوزنی ) ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( آنندراج ). زندگانی دراز دادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): لعمری لئن عمرتم السجن خالداً؛ ای ادمتم سجنه ُ کانهم جعلوا خالداً للسجن عمری. ( اقرب الموارد ). || تا دیر داشتن کسی را خدای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). باقی گذاشتن کسی را خدای. ( از اقرب الموارد ). || به بقای دراز م...
فرهنگ عمید
۱. آباد کردن، مرمت کردن خرابی خانه، قابل سکنی کردن جا و منزل. ۲. [قدیمی] زندگی دراز کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - آباد کردن . ۲ - مرمت کردن خرابی .
فرهنگ فارسی
آبادکردن، مرمت کردن خرابی خانه، قابل سکنی کردن ۱ -( مصدر ) آبادکردن عمارت کردن . ۲- مرمت کردن خرابی . ۳ - زندگانی دادن زندگانی دراز دادن . ۴ -( اسم ) آبادانی عمارت . ۵ - مرمت . جمع : تعمیرات .
[ویکی فقه] تعمیر یعنی اصلاح و مرمت زمین، ساختمان و غیر آن .
از آن به مناسبت در بابهای مختلفی نظیر صلات، زکات، جهاد، وقف و صلح سخن رفته است.تعمیر مساجد و مشاهد مشرفه مستحب است. صرف سهم (سبیل اللّه) از زکات در مصالح عمومی همچون تعمیر مدارس و پلها بنابر مشهور جایز است. تعمیر معابدتعمیر معابد اهل کتاب برای مسلمانان و دریافت اجرت در برابر آن مکروه است. تعمیر ملک وقفیملک وقفیای که نیاز به تعمیر دارد اگ...