تعزیت. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) تعزیة. به صبر فرمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). بصبر فرمودن مصیبت زده را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تسلی دادن و امر کردن بصبر. ( از اقرب الموارد ). صبر فرمودن و پرسش کردن خویشان مرده را. ( آنندراج ). ماتم پرسی کردن. ( غیاث اللغات ). ماتم پرسی کردن و سرسلامتی و پرسش خویشان مرده و امر به شکیبائی آنان. ( ناظم الاطباء ). تسلیت گفتن به عزادار. به شکیبائی خواندن...
فرهنگ عمید
۱. صبر و شکیبایی دادن به مصیبت دیده و دلجویی کردن او، تسلی دادن، تسلیت گفتن. ۲. عزاداری کردن.
فرهنگ معین
(تَ یِ ) [ ع . تعزیة ] (مص م . ) تسلیت دادن ، دلجویی کردن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) تسلیت دادن ( مصیبت دیده را ) شکیبایی دادن شکیب فرمودن سر سلامتی گفتن . ۲ - تغزیه عزا داری کردن . ۳ - ( اسم ) ماتم پرسی پرسه . ۴ - ( اسم ) عزا داری سوگواری .