معانی کلمه : تعرض کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بکار پرداختن.۲ - دست درازی کردن . ۳ - پرخاش کردن عتاب کردن . ۴ - روی برگردایندن از .
مترادف و متضاد
پرخاش کردن، عتاب کردن
اعتراض کردن، متعرض شدن
تجاوز کردن، دستاندازی کردن
۱. اعتراض کردن، متعرض شدن
۲. پرخاش کردن، عتاب کردن
۳. تجاوز کردن، دستاندازی کردن
