معانی کلمه : تضییع کردن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - ضایع کردن تباه ساختن . ۲ - مهمل و بیکار کردن .
مترادف و متضاد
۱. هدردادن، تلف کردن، ضایع کردن
۲. از بین بردن، نابود کردن، پایمال کردن
۳. تباه ساختن
۴. حیفومیل کردن

۱. هدردادن، تلف کردن، ضایع کردن
۲. از بین بردن، نابود کردن، پایمال کردن
۳. تباه ساختن
۴. حیفومیل کردن