معانی کلمه : تشبیب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. یاد جوانی کردن، ذکر احوال روزگار جوانی و عشق و کامرانی کردن.
۲. (ادبی ) در بدیع، آوردن ابیاتی از عشق، جوانی، یا وصف طبیعت در ابتدای قصیده.
۲. (ادبی ) در بدیع، آوردن ابیاتی از عشق، جوانی، یا وصف طبیعت در ابتدای قصیده.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - یاد جوانی کردن . ۲ - آوردن ابیاتی در ذکر عشق و جوانی یا وصف طبیعت در ابتدای قصیده .
فرهنگ فارسی
یادجوانی کردن، ذکراحوال روزگارجوانی وعشق، وکامرانی کردن، آوردن ابیاتی ازعشق وجوانی
۱-( مصدر ) یاد جوانی کردن احوال ایام جوانی را ذکر کردن . ۲- ( اسم ) آغاز قصیده که در آن بیتهایی دربار. عشق و جوانی آورده باشند. جمع : تشبیبات .
صفت جمال زن و خال خود با وی گفتن
۱-( مصدر ) یاد جوانی کردن احوال ایام جوانی را ذکر کردن . ۲- ( اسم ) آغاز قصیده که در آن بیتهایی دربار. عشق و جوانی آورده باشند. جمع : تشبیبات .
صفت جمال زن و خال خود با وی گفتن
