تسکین . [ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طارم علیا که در بخش سیردان شهرستان زنجان و 36 هزارگزی شمال باختری سیردان و سر راه عمومی مالرو طارم بالا به منجیل قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و 264 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه و محصول آنجا غله و پنبه است . شغل مردم آنجا زراعت و صنایع دستی آنان گلیم و جاجیم بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2)....
فرهنگ عمید
آرام کردن، آرامش دادن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) آرام کردن ، ساکن کردن .
فرهنگ فارسی
آرام کردن، آرامش دادن ۱ - ( مصدر ) آرام کردن ساکن کردن آرامش بخشیدن . ۲- تسلی دادن . ۳- ( اسم ) آرامش . ۴- تسلی . جمع : تسکینات . دهی است از دهستان طارم علیا که در بخش سیردان شهرستان زنجان و ۳۶ هزار گزی شمال باختری سیردان و بر سر راه عمومی مالرو طارم بالا به منجیل قرار دارد .
دانشنامه عمومی
آرامش
تسکین (قزوین). مختصات: ۳۶°۳۲′۳۸″شمالی ۴۹°۵۶′۳۶″شرقی / ۳۶٫۵۴۳۸۶۱۱۱۱۱۱۱۱°شمالی ۴۹٫۹۴۳۳۱۱۱۱۱۱۱۱۱°شرقی / 36.5438611111111; 49.9433111111111تسکین (قزوین)، روستایی از توابع بخش رودبار شهرستان شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است. زبان اهالی روستا تاتی و عمده محصول کشاورزیشان گندم و جو است.این روستا در دهستان دستجرد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱ نف...
فرهنگ اسم ها
اسم: تسکین (دختر) (عربی) (تلفظ: taskin) (فارسی: تَسکین) (انگلیسی: taskin) معنی: ساکن و آرام قرار دادن کسی را
[ویکی فقه] تسکین (شاعران). تَسْکین، نام یا تخلص چند تن از شاعران و ادیبان پارسی گوی در شبه قاره هند، در سده های ۱۱-۱۳ق/۱۷-۱۹م است.میرزا فتحعلی تسکین تبریزی، که تبریزی الاصل بود،
آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۹، ص۱۷۰. میرمحمدحسین تسکین، در روزگار محمدپادشاه (حک ۱۱۳۱-۱۱۶۱ق/۱۷۱۹-۱۷۴۷م) می زیست و با محمد اکرام قادری مصاحبت داشت. تسکین صاحب یک مثنوی به نام شمع محافل بود که تاریخ سرودن آن به ۱...