Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تسلیخ

تلفظ بین المللی : /tˈaslix/ تلفظ :‌ [t'aslix]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • روش هـای خنثـی سـازی تـسـلیحـات انفجاری
  • گوسفند تسلیم
  • تجدید تسلیحات
  • تسلی بخش
  • تسلی دادن
  • تسلی دهنده
  • تسلی ناپذیر
  • تسلیبخش
  • تسلیت خاطر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تسلیخ . [ ت َ ] (ع مص ) پوست کندن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). پوست باز کردن . (از متن اللغة) (از المنجد): سلخ الجرب الجلد؛ قشره . (متن اللغة). سلخ الحر جلده فانسلخ ؛ کشطه . (المنجد). و رجوع به انسلاخ شود.

تسلیخ . [ ت َ ] (اِ) سجاده و جانماز را گویند و به این معنی با شین نقطه دار هم آمده است .(برهان ) (از ناظم الاطباء). سجاده است که فارسی آن جای نماز است و...

فرهنگ عمید

تشلیخ#NAME?

= تشلیخ

فرهنگ فارسی

( اسم ) سجاده .
سجاده و جانماز را گویند و باین معنی با شین نقطه دار هم آمده است .

کلمات مرتبط

  • روش هـای خنثـی سـازی تـسـلیحـات انفجاری
  • گوسفند تسلیم
  • تجدید تسلیحات
  • تسلی بخش
  • تسلی دادن
  • تسلی دهنده
  • تسلی ناپذیر
  • تسلیبخش
  • تسلیت خاطر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات