معانی کلمه : تسلی دادن
لغت نامه دهخدا
تسلی دادن. [ ت َ س َل ْ لی دَ ] ( مص مرکب )آرامش بخشیدن. دلگرمی دادن. در بیت زیر معنی اقناع کردن ، خود را به ندانستگی زدن ظاهر است :
به رغم من کند با هر کسی گرمی و من خود را
تسلی داده می گویم که استغنا نمی داند.
به رغم من کند با هر کسی گرمی و من خود را
تسلی داده می گویم که استغنا نمی داند.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اندوه کسی را بر طرف کردن خاطر کسی را شاد کردن .
مترادف و متضاد
نواختن
دلجویی کردن، دلداری دادن، تسلا بخشیدن، آرامشبخشیدن ≠ آزردن
۱. دلجویی کردن، دلداری دادن، تسلا بخشیدن، آرامشبخشیدن
۲. نواختن ≠ آزردن
فرهنگ فارسی ساره
دلداری دادن
