معانی کلمه : تسبیح سال
لغت نامه دهخدا
تسبیح سال. [ ت َ ح ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رشته سالگره. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) :
چه حاجت است به تسبیح سال عمر مرا
که میشود به یک انگشت این حساب تمام.
چه حاجت است به تسبیح سال عمر مرا
که میشود به یک انگشت این حساب تمام.
فرهنگ فارسی
رشته سالگره .
