Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تسافد

تلفظ بین المللی : /tasˈɑfod/ تلفظ :‌ [tas'Afod]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تسافل
  • ترافد
  • تسافح
  • تسافه
  • تساند
  • تسفد
  • تنافد
  • توافد
  • اتمار تسایدلر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تسافد. [ ت َ ف ُ ] ( ع مص ) بر یکدیگر گشنی کردن. ( زوزنی ). برجهیدن ددان. ( منتهی الارب ). برجهیدن ددان بروی یکدیگر. ( ناظم الاطباء ).جماع کردن بهائم. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). برجستن نر بماده. ( از متن اللغة ). قدیقال فی غیرالانسان کالنکاح والمباشرة و المجامعة فی الانسان. ( بحر الجواهر ).

فرهنگ فارسی

بر یکدیگر گشنی کردن . برجهیدن دادن .

کلمات مرتبط

  • تسافل
  • ترافد
  • تسافح
  • تسافه
  • تساند
  • تسفد
  • تنافد
  • توافد
  • اتمار تسایدلر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات