Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تساند

تلفظ بین المللی : /tasˈɑnod/ تلفظ :‌ [tas'Anod]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تسانداره
  • تساندت
  • تساندرلو
  • بیش از حد ترساندن
  • تراندن
  • تاندر بی
  • تاندو خاتون
  • تاندون
  • تاندینیت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تساند. [ ت َ ن ُ ] ( ع مص ) پشت واگذاشتن. ( زوزنی ). پشت باز نهادن بسوی آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). اعتماد کردن بر آن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || یاری دادن یکدیگر را تحت رایات مختلف نه آنکه جمع گردند در زیر رایت امیر واحدی. ( از متن اللغة ): حرج القوم متساندین علی رایات شتی ؛ لم یکونوا تحت رایة امیر واحد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || همدیگر ...

فرهنگ فارسی

پشت واگذاشتن .پشت باز نهادن بسوی آن .

کلمات مرتبط

  • تسانداره
  • تساندت
  • تساندرلو
  • بیش از حد ترساندن
  • تراندن
  • تاندر بی
  • تاندو خاتون
  • تاندون
  • تاندینیت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات