Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ترنوق

تلفظ بین المللی : /tˈarnuːq1/ تلفظ :‌ [t'aRnu:q1]
لغت نامه دهخدا
  • ترنوقاء
  • ترق و تروق
  • ترق و تروق کردن
  • ترنوزن
  • دارای صدای ترق و تروق
  • صدای ترق و تروق
  • تنوق
  • ترنق
  • ترنو
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ترنوق. [ ت َ / ت ُ ]( ع اِ ) گل تنک وقتی که آب نهر یا آب آبرو فرو شود در زمین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ترنوق [ ت َ / ت ُ ] و تُرنوقا، گل در نهرها. ( اقرب الموارد ). || مسیل گاهی که آب آن فرونشیند. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). و رجوع به ترنوقاء شود.

کلمات مرتبط

  • ترنوقاء
  • ترق و تروق
  • ترق و تروق کردن
  • ترنوزن
  • دارای صدای ترق و تروق
  • صدای ترق و تروق
  • تنوق
  • ترنق
  • ترنو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات