Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ترجمانی کردن

تلفظ بین المللی : /tˌardʒomˈɑni kˈardan/ تلفظ :‌ [t,aRdZom'Ani k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تردامنی کردن
  • ترجمانی
  • امام ترجمانی
  • محمد ترجمانی
  • علی ترکمانی
  • بستان العقول فی ترجمان المعقول
  • ترجانی زاده احمد
  • ترجمان الاشواق
  • ترجمان البلاغه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ترجمانی کردن. [ ت َ ج ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سخن را از لغتی به لغت دیگر گرداندن. بیان کردن سخن کسی را بزبانی دیگر : امیر دانشمندی را برسولی آنجا فرستاد با دو مرد غوری... تا ترجمانی کنند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 111 ).
ماجرای دل نمی گفتم بکس
آب چشمم ترجمانی میکند.
سعدی.
و رجوع به ترجمان شود.

فرهنگ فارسی

سخن را از لغتی به لغت دیگر گردانیدن . بیان کردن سخن کسی را بزبانی دیگر .

کلمات مرتبط

  • تردامنی کردن
  • ترجمانی
  • امام ترجمانی
  • محمد ترجمانی
  • علی ترکمانی
  • بستان العقول فی ترجمان المعقول
  • ترجانی زاده احمد
  • ترجمان الاشواق
  • ترجمان البلاغه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات