کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تدمیق
تلفظ بین المللی :
/tˈadmiq1/
تلفظ :
[t'admiq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تحمیق کردن
تحمیق
تدقیق
تدمیر
تعمیق
تنمیق
تدبیق
تدریق
تدفیق
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تدمیق. [ ت َ ] ( ع مص ) پوشیدن خمیر را به آرد تا خمیر در دست نچسبد. || درآوردن چیزی را در چیزی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
تحمیق کردن
تحمیق
تدقیق
تدمیر
تعمیق
تنمیق
تدبیق
تدریق
تدفیق
نظرات