معانی کلمه : تعمیق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گود کردن.
۲. [مجاز] غور کردن، دوراندیشی کردن در امری.
۲. [مجاز] غور کردن، دوراندیشی کردن در امری.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ژرف اندیشی .
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) گود کردن ژرف کردن . ۲ - غور کردن در امری ژرف اندیشیدن . ۳ - ( اسم ) ژرف اندیشی . جمع تعمیقات .
فرهنگ فارسی ساره
ژرفایش
