کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تدمیث
تلفظ بین المللی :
/tˈadmis/
تلفظ :
[t'admis]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تدمیر
تدمیح
تدمیری
تدمیس
تدمیع
تدمیغ
تدمیق
تدمیم
تدمین
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تدمیث. [ ت َ ] ( ع مص ) نرم گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). نرم گردانیدن خوابگاه. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ): دمث لجنبک قبل النوم مضجعاً؛ یعنی بگستران و آماده و مهیا سازآنرا. ( اقرب الموارد ). نرم و آسان گردانیدن مکان. ( المنجد ). || ذکر کردن حدیث. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ): دمث لی ذلک الحدیث حتی اطعن فی خوضه ؛ ای اذکر لی اوله حتی اعرف و...
کلمات مرتبط
تدمیر
تدمیح
تدمیری
تدمیس
تدمیع
تدمیغ
تدمیق
تدمیم
تدمین
نظرات