Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تخنیق

تلفظ بین المللی : /tˈaxniq1/ تلفظ :‌ [t'axniq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • تخریق
  • تخلیق
  • تبنیق
  • تجنیق
  • تحنیق
  • تخنیث
  • تخنیع
  • تخویق
  • تدنیق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

تخنیق. [ ت َ ] ( ع مص ) خبه کردن کسی را. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). فشردن حلق کسی تا بمیرد. یقال : خنقته العَبْرةُ؛ ای غص بالبکاء حتی کأن الدموع اَخذت بمخنقه ِ. ( اقرب الموارد ) ( المنجد )؛ سخت به گریه افتاد چنانکه گویی گریه گلوی او را گرفته است. || پرکردن خنور را. || نزدیک شدن سراب که بپوشد سرهای کوهها را. || نزدیک شدن به چهل سال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب ...

فرهنگ عمید

۱. خفه کردن، فشار دادن گلوی جانداری تا خفه شود.
۲. (ادبی ) در عروض، انداختن میم مفاعیلن که فاعیلن بشود و به جای آن مفعولن بگذارند.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - خفه کردن . ۲ - در علم عروض ، حذف کردن «م » از اول «مفاعیلن ».

کلمات مرتبط

  • تخریق
  • تخلیق
  • تبنیق
  • تجنیق
  • تحنیق
  • تخنیث
  • تخنیع
  • تخویق
  • تدنیق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات