معانی کلمه : تخم ریزی
لغت نامه دهخدا
تخم ریزی. [ ت ُ ] ( حامص مرکب ) عمل تخم فراوان آوردن ، مانند تخم ریزی ماهیان در وقت معین از سال یا تخم ریزی حشرات چون مگس و امثال آن.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
عمل تخم فراوان آوردن مانند تخم ریزی ماهیان در وقت معین از سال یا تخم ریزی حشرات چون مگس و امثال آن .
واژه نامه بختیاریکا
تُهم وندن ( یا ریدِن )
