معانی کلمه : تخته مدار اصلی
فرهنگ فارسی
اصلیترین تختهمدار رایانه که بقیۀ اجزای الکترونیکی بر روی آن نصب میشوند
فرهنگستان زبان و ادب
{motherboard} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] اصلی ترین تخته مدار رایانه که بقیۀ اجزای الکترونیکی بر روی آن نصب می شوند

اصلیترین تختهمدار رایانه که بقیۀ اجزای الکترونیکی بر روی آن نصب میشوند