معانی کلمه : تخته مدار
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
صفحهای از جنس پلاستیک یا فایبرگلاس غیرهادی که برای قرار دادن و متصل ساختن مجموعهای از تراشهها و دستگاههای دیگر، در رایانه به کار رود متـ . تخته 1
فرهنگستان زبان و ادب
{circuit board, board} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] صفحه ای از جنس پلاستیک یا فایبرگلاس غیرهادی که برای قرار دادن و متصل ساختن مجموعه ای از تراشه ها و دستگاه های دیگر، در رایانه به کار رود
متـ . تخته 1
