Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تخاذل

تلفظ بین المللی : /taxˈɑzol/ تلفظ :‌ [tax'Azol]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تخالط
  • تخالف
  • تجاذل
  • تخاتل
  • تخاصل
  • تخال
  • تخالج
  • تخالس
  • تخالص
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تخاذل. [ ت َ ذُ ] ( ع مص ) ضعیف شدن. ( زوزنی ). ضعیف شدن پاها. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || واپس شدن. ( زوزنی ): و نسبتی دیگر در هزیمت نیشابور از پیش امیر نصر بدو کردند که از سر منافست و محاسدت به ابوالقاسم سیمجور و آن در آن مصاف جدی ننموده و راه تخاذل پیش گرفت و این نسبت مدد آن وحشت شد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 224 ). || فروگذاشتن یکدیگر ...

فرهنگ عمید

۱. یکدیگر را فروگذاشتن و یاری نکردن، از یاری و کمک به یکدیگر خودداری کردن.
۲. سست شدن پا.

فرهنگ معین

(تَ ذُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - سست شدن پا. ۲ - یکدیگر را فروگذاشتن و یاری نکردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) یکدیگر را فرو گذاشتن . جمع : تخاذلات .
ضعیف شدن ضعیف شدن پاها یا واپس شدن یا مقیم گردیدن ماده آهو برای بچه خود .

کلمات مرتبط

  • تخالط
  • تخالف
  • تجاذل
  • تخاتل
  • تخاصل
  • تخال
  • تخالج
  • تخالس
  • تخالص
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات