معانی کلمه : تخالط
لغت نامه دهخدا
تخالط. [ ت َ ل ُ ] ( ع مص ) آمیختن با هم به معاشرت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اشتباک. ( المنجد ).
فرهنگ عمید
۱. با هم آمیختن.
۲. با یکدیگر آمیزش و معاشرت داشتن.
۲. با یکدیگر آمیزش و معاشرت داشتن.
فرهنگ معین
(تَ لُ ) [ ع . ] (مص ل . ) با یکدیگر معاشرت و آمیزش کردن .
