معانی کلمه : تحنیه
لغت نامه دهخدا
تحنیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) (از «ح ن و») مهربان کردن . (تاج المصادر بیهقی ).
تحنئة. [ ت َ ن ِ ءَ ] (ع مص ) خضاب کردن به حنا. (تاج المصادر بیهقی ). رنگ کردن چیزی را به حنا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). رنگ کردن چیزی را به حنا و خضاب کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به تحنؤ و تحنی ٔ شود.
فرهنگ فارسی
مهربان کردن مهربانی کردن کسیرا یا دردمندی نمودن و نالیدن از اندوه .
