Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تحشیه

تلفظ بین المللی : /tahʃˈije/ تلفظ :‌ [tahS'ije]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ایزوتسو توشیهیکو
  • تحشیر
  • تحلیه
  • تتشیه
  • تحتیه
  • تجشیه
  • تحسیه
  • تحشی
  • تحشید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تحشیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) (از «ح ش ی ») دَما بر کسی افکندن . (تاج المصادر بیهقی ). تاسه برافتادن و سبب تاسه برافتادن شدن . (ناظم الاطباء). || حاشیه بر جامه قرار دادن . (اقرب الموارد) (قطر المحیط). آرایش کردن کنار جامه را با طراز و جز آن . (ناظم الاطباء). || حاشیه کردن و حاشیه نوشتن . (آنندراج ). نوشتن حاشیه بر کتاب . (ناظم الاطباء). تعلیق حاشیه بر کتاب . (اقرب الموارد) (قطر المحیط)....

فرهنگ عمید

۱. حاشیه زدن.
۲. حاشیه دوختن به جامه.
۳. حاشیه نوشتن بر کتاب، حاشیه نویسی.

فرهنگ معین

(تَ یِ ) [ ع . تحشیة ] (مص م . ) نوشتن حاشیه بر کتاب .

فرهنگ فارسی

حاشیه زدن، حاشیه نوشتن برکتاب، حاشیه نویسی
۱ - ( مصدر ) نوشتن حاشیه بر کتاب . ۲- آرایش کردن کنار. جامه را با طراز و جز آن . ۳- ( اسم ) حاشیه نویسی .

مترادف و متضاد

تعلیقهنویسی، تکلمهنویسی، حاشیهنویسی


کلمات مرتبط

  • ایزوتسو توشیهیکو
  • تحشیر
  • تحلیه
  • تتشیه
  • تحتیه
  • تجشیه
  • تحسیه
  • تحشی
  • تحشید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات