Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تحمیص

تلفظ بین المللی : /tˈahmis/ تلفظ :‌ [t'ahmis]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مرز تحمیلی
  • بر خود تحمیل شده
  • تحمیض
  • تحمیق کردن
  • تحمیل زدایی
  • تحمیل شده بنفس
  • تحمیل شونده بنفس خود
  • تحمیل کردن
  • تحمیل کردن بر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تحمیص. [ ت َ ] ( ع مص ) صید کردن آهوان را در نیمروز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( قطرالمحیط ). || بریان کردن نخود و غیر آن. ( آنندراج ). بریان و برشته کردن دانه. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( المنجد ). جوشاندن است و این کلمه در مورد تخم و دانه نباتات استعمال شود مانند شونیز و امثال آن. و طریق این عمل آنست که تخم نباتات را در دیگی بنهند و در زیر دیگ آتش بیفروزند تا زمانی که بو...

فرهنگ فارسی

صید کردن آهوان را در نیمروز یا بریان کردن نخود و غیر آن بریان و برشته کردن دانه .

کلمات مرتبط

  • مرز تحمیلی
  • بر خود تحمیل شده
  • تحمیض
  • تحمیق کردن
  • تحمیل زدایی
  • تحمیل شده بنفس
  • تحمیل شونده بنفس خود
  • تحمیل کردن
  • تحمیل کردن بر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات