معانی کلمه : تحت التراب
لغت نامه دهخدا
تحت التراب. [ ت َ تَت ْ / تُت ْ ت ُ ] ( از ع ، اِ مرکب ) زیر خاک. || کنایه از قبر :
زآنک این مشتی دغل باز سیه گر، تا نه دیر
همچو بید پوده میریزند در تحت التراب.
زآنک این مشتی دغل باز سیه گر، تا نه دیر
همچو بید پوده میریزند در تحت التراب.
فرهنگ فارسی
زیرخاک : (( از بلندی پایگاه دولتتت فوق الفلک وزنژندی جایگاه دشمنت تحت التراب . ) )
زیر خاک یا کنایه از قبر
زیر خاک یا کنایه از قبر
