معانی کلمه : تحت الحنک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. زیر چانه.
۲. قسمتی از دستار یا شال که از زیرچانه از دستار گذرانیده و به سر ببندند.
۲. قسمتی از دستار یا شال که از زیرچانه از دستار گذرانیده و به سر ببندند.
فرهنگ معین
( ~. حَ نَ ) [ ع . ] (اِمر. ) ۱ - زیر چانه . ۲ - بخشی از دستار یا عمامه که پس از گذراندن از زیر چانه ، به دور سر می بندند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) تحت حنک (( کبک چون طالب غلم است ودرین نیست شکی - مساله خواند تا بگذرد از شب سیکی (( بسته زیرگلو ار غالیه تحت الحنکی ساخته پایکها را زلکا موزگکی ...
دانشنامه عمومی
(عربی) زیر چانه، زیر زنخدان.
