کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تجسم-کردن | کلماتور
معنی کلمه : تجسم کردن
تلفظ بین المللی :
/tadʒˈassom kˈardan/
تلفظ :
[tadZ'assom k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تبسم کردن
تجسس کردن
نگاه تجسس امیز کردن
تجسم
تجسم اعمال
تجسم روح
تجسم شخصیت
تجسم شی
تجسم فکری
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
مجسم کردن، در نظر آوردن
visualize
(فعل)
تصور کردن، تجسم کردن، متصور ساختن، در پیش چشم نمودار کردن
کلمات مرتبط
تبسم کردن
تجسس کردن
نگاه تجسس امیز کردن
تجسم
تجسم اعمال
تجسم روح
تجسم شخصیت
تجسم شی
تجسم فکری
نظرات