کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تجزیه-شدن | کلماتور
معنی کلمه : تجزیه شدن
تلفظ بین المللی :
/tadʒzˈije ʃˈodan/
تلفظ :
[tadZz'ije S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تجزیه شدنی
تازه شدن
شیر خردن و مشخص شدن سلامت حیوان تازه متولد
داغ کسی تازه شدن
تجزیه
تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار
تجزیه به روش فعال سازی
تجزیه ترکیب
تجزیه حجمی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
parse (فعل)تجزیه کردن، تجزیه شدن، جمله را تجزیه کردنdisintegrate (فعل)خرد کردن، فاسد شدن، از هم پاشیدن، فرو ریختن، متلاشی شدن، متلاشی کردن، تجزیه شدنdialyze (فعل)تجزیه کردن، تجزیه شدنhydrolyze (فعل)تجزیه شدن، بوسیله آب تجزیه شدن...
کلمات مرتبط
تجزیه شدنی
تازه شدن
شیر خردن و مشخص شدن سلامت حیوان تازه متولد
داغ کسی تازه شدن
تجزیه
تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار
تجزیه به روش فعال سازی
تجزیه ترکیب
تجزیه حجمی
نظرات