Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تبخیس

تلفظ بین المللی : /tˈabxis/ تلفظ :‌ [t'abxis]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ردّ تبخیری
  • شیر تبخیری
  • کانی تبخیری
  • گرمای نهان تبخیر
  • تبخیر شدن
  • تبخیر کردن
  • تبخیر کردن یا شدن
  • تبخیز
  • عمل تبخیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تبخیس. [ ت َ ] ( ع مص ) تبخس. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). نماندن مغز مگر در استخوانهای انگشتان و چشم. ( آنندراج ). بخس المخ تبخیساً؛ نماند مغز مگر در استخوانهای انگشتان و چشم. یقال : ان آخر ما یبقی فیه المخ من البعیر اذا عجف السلامی و العین فاذا ذهب منهما لم یکن لَه بقیة بعد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تبخس شود.

فرهنگ فارسی

تبخس نماندن مغز مگر در استخوانهای انگشتان و چشم .

کلمات مرتبط

  • ردّ تبخیری
  • شیر تبخیری
  • کانی تبخیری
  • گرمای نهان تبخیر
  • تبخیر شدن
  • تبخیر کردن
  • تبخیر کردن یا شدن
  • تبخیز
  • عمل تبخیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات