Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تبخیر کردن

تلفظ بین المللی : /tˈabxir kˈardan/ تلفظ :‌ [t'abxiR k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • تبخیر کردن یا شدن
  • تاخیر کردن
  • تبذیر کردن
  • تسخیر کردن
  • دوباره تسخیر کردن
  • تأخیر کردن
  • تأخیر کردن
  • تاثیر کردن
  • تاثیر کردن بر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تبخیر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بخار کردن. ( ناظم الاطباء ). بصورت بخار درآوردن.

فرهنگ فارسی

بخار کردن بصورت بخار در آوردن

مترادف و متضاد

evaporate (فعل)
خشک کردن، تبخیر شدن، بخار شدن، تبخیر کردن، متصاعد شدن، تبدیل به بخار کردن، برباد رفتن

vaporize (فعل)
تبخیر شدن، بخار شدن، تبخیر کردن

کلمات مرتبط

  • تبخیر کردن یا شدن
  • تاخیر کردن
  • تبذیر کردن
  • تسخیر کردن
  • دوباره تسخیر کردن
  • تأخیر کردن
  • تأخیر کردن
  • تاثیر کردن
  • تاثیر کردن بر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات