Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاسف خوردن

تلفظ بین المللی : /taʔˈassof xˈordan/ تلفظ :‌ [ta?'assof x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • تأسف خوردن
  • تأسف خوردن
  • خوردی تاس
  • تاسه آوردن
  • تاسه اوردن
  • تأسف
  • تاسف
  • تأسف
  • تاسف انگیز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

تأسف خوردن. [ ت َ ءَس ْ س ُ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) اندوه خوردن. افسوس خوردن.دریغ خوردن : بسیار تأسف خورد و توجع نمود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 371 ). و بر تعجیلی که از تسویل شیطان و تخییل بهتان رفته تأسف ها خورد. ( سندبادنامه ص 153 ). دوان آمد و تلطف کرد و تأسف خورد. ( گلستان ). و بر عمر تلف کرده تأسف میخوردم. ( گلستان ).هوایی که در جیب یوسف خوردز محرومی او تأسف خورد.طغرا ( از آنندراج )...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) اندوه خوردن افسوس داشتن دریغ خوردن .

مترادف و متضاد

دریغ‌خوردن، افسوس خوردن، متاسف بودن، دست‌خوش اندوه شدن، غم خوردن، غمین شدن، مغموم گشتن

sorrow (فعل)
غصه دار کردن، تاسف خوردن، غصه خوردن

lament (فعل)
سوگواری کردن، ضجه و زاری کردن، تاسف خوردن، زاریدن

فرهنگ فارسی ساره

دریغ خوردن، افسوس خوردن


کلمات مرتبط

  • تأسف خوردن
  • تأسف خوردن
  • خوردی تاس
  • تاسه آوردن
  • تاسه اوردن
  • تأسف
  • تاسف
  • تأسف
  • تاسف انگیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات