افسوس خوردن، اندوهناک شدن، حسرت داشتن، دریغ خوردن
اسف، افسوس، اندوه، پشیمانی، تحسر، تلهف، حسرت، دریغ، غصه، غم، فسوس، لهف، ندامت
۱. اسف، افسوس، اندوه، پشیمانی، تحسر، تلهف، حسرت، دریغ، غصه، غم، فسوس، لهف، ندامت
۲. افسوس خوردن، اندوهناک شدن، حسرت داشتن، دریغ خوردن
شوربختی، افسوس، دریغ