کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تازه پیدا شدگی
تلفظ بین المللی :
/tˈɑzeː pˈejdɑ ʃodˈeɡi/
تلفظ :
[t'Aze: p'ejdA Sod'egi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تازه پیدا شده
امید تازه پیدا کردن
تازه
تازَه
تازه اباد شهر
تازه کند انگوت شهر
تازه کند قدیم شهر
تازه کند نصرت شهر
تازه ازدواج کرده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
nascence
(اسم)
مقدم، تولد، تازه پیدا شدگی، نوظهوری و آغازی
nascency
(اسم)
تولد، تازه پیدا شدگی، نوظهوری و آغازی
کلمات مرتبط
تازه پیدا شده
امید تازه پیدا کردن
تازه
تازَه
تازه اباد شهر
تازه کند انگوت شهر
تازه کند قدیم شهر
تازه کند نصرت شهر
تازه ازدواج کرده
نظرات