Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاراج رفتن

تلفظ بین المللی : /tˈɑrˈɑdʒ rˈaftan/ تلفظ :‌ [t'AR'AdZ R'aftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بتاراج رفتن
  • تاراج
  • تاراج و حمله
  • تاراج کردن
  • تاراج اصفهانی
  • تاراج افکندن
  • تاراج بردن
  • تاراج دادن
  • تاراج ده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تاراج رفتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) به غارت رفتن. به چپاول رفتن. به چپو رفتن. تاراج شدن.
- به تاراج رفتن :
تو خاقنی که بتاراج امتحان رفتی
ز گرد کوره وارستگی طلب اکسیر.
خاقانی.
گل بتاراج رفت و خار بماند
گنج برداشتند و مار بماند.
( گلستان ).
رجوع به تاراج شود.

فرهنگ فارسی

به غارت رفتن به چپاول رفتن

کلمات مرتبط

  • بتاراج رفتن
  • تاراج
  • تاراج و حمله
  • تاراج کردن
  • تاراج اصفهانی
  • تاراج افکندن
  • تاراج بردن
  • تاراج دادن
  • تاراج ده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات