Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تابیدن

تلفظ بین المللی : /tˈɑbidˌan/ تلفظ :‌ [t'Abid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • رخ تابیدن
  • رسن تابیدن
  • رو تابیدن
  • روی تابیدن
  • سر تابیدن
  • گیسو تابیدن
  • بهم تابیدن
  • بهم تابیدن و بافتن
  • ابرو تابیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تابیدن. [ دَ ] ( مص ) تاب و طاقت آوردن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). طاقت آوردن. ( شرفنامه منیری ). تحمل کردن. متحمل شدن تاب و تحمل داشتن. از عهده برآمدن : گرامی گوی بود با زور شیرنتابید با او سوار دلیرگرفت از گرامی نبرده گریغکه زور کیان دید و برنده تیغ.دقیقی.بدو گفت رستم که با آسمان نتابد بداندیش و نیکوگمان.فردوسی.نتابی تو با من بدشت نبردشنو پند من گِرد رزمم مگرد.فردوسی.بترسم که با او یل ...

فرهنگ عمید

تاب آوردن؛ طاقت آوردن.

۱. درخشیدن؛ پرتو افکندن؛ روشنایی دادن.
۲. (مصدر متعدی) گرم کردن؛ گداختن.
۳. گرم شدن؛ گداخته شدن.

۱. پیچیدن؛ پیچ‌وتاب دادن؛ فتیله کردن.
۲. [قدیمی، مجاز] آزردن.
۳. (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] خشمگین شدن.
۴. (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] نافرمانی کردن.

تاب آوردن، طاقت آوردن.۱. پیچیدن، پیچ وتاب دادن، فتیله کردن.۲. [قدیمی، مجاز] آزردن.۳. (مصدر...

فرهنگ معین

( ~.) (مص ل .) 1 - درخشیدن . 2 - گرم شدن .

(دَ) (مص م .) 1 - پیچیدن ، پیچ دادن . 2 - دوری جستن . 3 - تاب آوردن ، ایستادگی .

(دَ ) (مص م . ) ۱ - پیچیدن ، پیچ دادن . ۲ - دوری جستن . ۳ - تاب آوردن ، ایستادگی .
( ~. ) (مص ل . ) ۱ - درخشیدن . ۲ - گرم شدن .

فرهنگ فارسی

گسیل پرتوهای نوری یا گرمایی

تاویدن، درخشیدن، پرتوافکندن، تافتن
( صفت ) ۱- ( مصدر ) درخشیدن روشن شدن پرتو افکندن . ۲- گرم شدن حرارت یافتن . ۳- ( مصدر ) گرم کردن گداختن : (( کوره را تابیدم . ) )

گویش اصفهانی

تکیه ای: betâvi
طاری: tâvây(mun)
طامه ای: tâbâɂan
طرقی: townâymun
کشه ای: townâymun
نطنزی: tovâɂan

مترادف و متضاد

گداختن، گرم کردن

حرارت یافتن، گرم شدن

درخشیدن، رخشیدن، روشن شدن ≠ برنتافتن

تاب آوردن، بردباری کردن، تحمل کردن، طاقت آوردن

۱. درخشیدن، رخشیدن، روشن شدن ۲. حرارت یافتن، گرم شدن ۳. گداختن، گرم کردن ۴. تاب آوردن، بردباری کردن، تحمل کردن، طاقت آوردن ≠ برنتافتن ۵. به هم پیچاندن، پیچ دادن، پیچ و تاب دادن، تاب دادن، تافتن ۶. گرم شدن ۷. اعراض کردن، برتافتن،...

واژه نامه بختیاریکا

به دِر اَوُدِن؛ زِنگهِستِن؛ وا لورتستِن

فرهنگستان زبان و ادب

{radiate} [فیزیک- اپتیک] گسیل پرتوهای نوری یا گرمایی

کلمات مرتبط

  • رخ تابیدن
  • رسن تابیدن
  • رو تابیدن
  • روی تابیدن
  • سر تابیدن
  • گیسو تابیدن
  • بهم تابیدن
  • بهم تابیدن و بافتن
  • ابرو تابیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات