کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بهم تابیدن
تلفظ بین المللی :
/bˈeham tˈɑbidˌan/
تلفظ :
[b'eham t'Abid,an]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بهم تابیدن و بافتن
بهم تابیده
زوج به هم تابیده
تا به تابهیین
بهم
بَهَم
بهم اتصال دادن
بهم اتصال پیدا کردن
بهم ارتباط داشتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
splice
(فعل)
با هم متصل کردن، بهم تابیدن، پیوند کردن
intertwine
(فعل)
تقاطع کردن، در هم بافتن، درهم بافته شدن، درهم پیچیدن، بهم تابیدن
کلمات مرتبط
بهم تابیدن و بافتن
بهم تابیده
زوج به هم تابیده
تا به تابهیین
بهم
بَهَم
بهم اتصال دادن
بهم اتصال پیدا کردن
بهم ارتباط داشتن
نظرات