Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بیکم

تلفظ بین المللی : /bˈikam/ تلفظ :‌ [b'ikam]
لغت نامه دهخدا
  • بیکموکاست
  • کری بیکمور
  • مارات بیکمائف
  • یولاند بیکمن
  • صم بکم
  • صم بکم نشستن
  • صم و بکم
  • علی بیرم
  • باغ بیرم اباد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بیکم. [ ب َ / ب ِ ک َ ] ( اِ ) صفه و ایوان را گویند. ( برهان ). صفه و ایوان و رواق. ( ناظم الاطباء ). صفه و ایوان. آنرا بشکم نیز خوانند و بیکم و بجکم تصحیف بشکم است و لغتی جداگانه نخواهد بود. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از رشیدی ) ( از جهانگیری ). این صورت مصحف بچکم و بجکم و بشکم است. ( یادداشت مؤلف ) : بسی رفتم پی آز، اندرین پیروزه گون بیکم کم آمد عمر و نامد مایه آز و آرزو را کم.ناصرخسرو.پنجاه س...

کلمات مرتبط

  • بیکموکاست
  • کری بیکمور
  • مارات بیکمائف
  • یولاند بیکمن
  • صم بکم
  • صم بکم نشستن
  • صم و بکم
  • علی بیرم
  • باغ بیرم اباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات