Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صم بکم

تلفظ بین المللی : /sˈam bˈakm/ تلفظ :‌ [s'am b'akm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • صم بکم نشستن
  • صم و بکم
  • صمکمک
  • صم
  • صم زین
  • الصم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صم بکم. [ ص ُم ْ مُم ْ ب ُ ] ( ع ص مرکب ، از اتباع ) از اتباع است. ج ِ اصم و ابکم. کران و گنگان. مأخوذ است از آیات 18، 171 سوره بقره : صم بکم عمی فهم لایرجعون ( لایعقلون ) :
زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم.
سعدی.
رجوع به صم شود.

فرهنگ عمید

[عربی: صمٌ بکمٌ]
۱. کر و لال: زبان بریده به کنجی نشسته صمٌ بکم / به از کسی که زبانش نباشد اندر حکم (سعدی: ۵۳ ).
۲. [مجاز] خاموش، ساکت.
۳. (قید ) با حالت خاموشی و سکوت، خاموش.

فرهنگ فارسی

کران و گنگان ( ماخوذ است از آیه ۱۷ سوره ۲ بقره : صم بکم عمی فهم لایرجعون . کرانند گنگانند کورانند پس ایشان بر نمیگردند . توضیح در فارسی مفرد آید . یا صم بکم نشستن . سخت خاموش نشستن : زیان بریده بکنجس نشسته صم بکم به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم . ( گلستان )

کلمات مرتبط

  • صم بکم نشستن
  • صم و بکم
  • صمکمک
  • صم
  • صم زین
  • الصم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات