کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بیمار کننده
تلفظ بین المللی :
/bimˈɑr konˈandeː/
تلفظ :
[bim'AR kon'ande:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بیزار کننده
داروی ضد روماتسیمی اصلاح کننده بیماری
بار کننده
بخار یادمه مسموم کننده
تا ان که صداهای انسانی ما را بیدار کنند
زندگی به مثابه بیماری امیزشی کشنده
بیماری استخوان های شکننده
بیمار
بیمار روانی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
sickening
(صفت)
تهوع اور، بیزار کننده، بیمار کننده
کلمات مرتبط
بیزار کننده
داروی ضد روماتسیمی اصلاح کننده بیماری
بار کننده
بخار یادمه مسموم کننده
تا ان که صداهای انسانی ما را بیدار کنند
زندگی به مثابه بیماری امیزشی کشنده
بیماری استخوان های شکننده
بیمار
بیمار روانی
نظرات