Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیمار پرست

تلفظ بین المللی : /bimˈɑr pˈarast/ تلفظ :‌ [bim'AR p'aRast]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بیمار پرستی
  • بیمارپرست
  • بیمارپرستی
  • بیمارپرس
  • بیمارپرسی
  • پراتیک بابار
  • پرت بار لوئیزیانا
  • بیمار
  • بیمار روانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیمارپرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) پرستار بیمار. ( ناظم الاطباء ). بیماربان :
همه بیمارپرستان ز غمم سیر شدند
آنکه این غم خورد امروز شمائید همه.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

پرستار بیمار . بیمار بان

کلمات مرتبط

  • بیمار پرستی
  • بیمارپرست
  • بیمارپرستی
  • بیمارپرس
  • بیمارپرسی
  • پراتیک بابار
  • پرت بار لوئیزیانا
  • بیمار
  • بیمار روانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات