کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بیمار-عشق-شدن | کلماتور
معنی کلمه : بیمار عشق شدن
تلفظ بین المللی :
/bimˈɑr ˈeːʃq1 ʃˈodan/
تلفظ :
[bim'AR 'e:Sq1 S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بیمار عشق
این عشق را چه نامی باید بنهم … یک بار دیگر
کار و بار تجارت عشق
یک و نیم بار وابسته به عشق
عرق بار
عرقِ بار
عمق بازار
بیمار
بیمار روانی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
languish
(فعل)
افسرده شدن، پژمرده شدن، با چشمان خمار نگریستن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن
کلمات مرتبط
بیمار عشق
این عشق را چه نامی باید بنهم … یک بار دیگر
کار و بار تجارت عشق
یک و نیم بار وابسته به عشق
عرق بار
عرقِ بار
عمق بازار
بیمار
بیمار روانی
نظرات