Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیزنده

تلفظ بین المللی : /bizˈande/ تلفظ :‌ [biz'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا
  • روز بیننده
  • اسب بازنده
  • ورق بازنده
  • برزنده
  • بیزیده
  • بازنده
  • بیننده
  • بزنده
  • عروسک بازنده
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بیزنده. [ زَ دَ / دِ ] ( نف ) نعت فاعلی از بیختن. ( یادداشت مؤلف ). که بیزد. کسی که چیزی را غربال کند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(زَ دِ ) (ص فا. ) غربال کننده .

فرهنگ فارسی

( اسم . بیختن ) کسی که چیزی را غربال کند

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۸°۴۱′۴۵″ شمالی ۴۵°۷′۱۹″ شرقی / ۳۸٫۶۹۵۸۳°شمالی ۴۵٫۱۲۱۹۴°شرقی / 38.69583; 45.12194بیزنده روستایی است از توابع بخش ایواوغلی که به فاصله ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.این روستا از جنوب غرب به روستای بیلوار، از غرب به روستای زارعان (زروان) از شمال به روستای پیرکندی و از شرق به چمنزارها و مراتع بزرگ قیه قیه و کوه «عظیم اولن» و روستای «سیه باز» محدود می باشد؛ که...

واژه نامه بختیاریکا

بیزا

کلمات مرتبط

  • روز بیننده
  • اسب بازنده
  • ورق بازنده
  • برزنده
  • بیزیده
  • بازنده
  • بیننده
  • بزنده
  • عروسک بازنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات