کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بیزار بودن
تلفظ بین المللی :
/bˌizɑr bˈuːdan/
تلفظ :
[b,izAR b'u:dan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بیزار بودن از
بیمار بودن
بازار چیزی کساد بودن یا شدن
بار دوش کسی بودن یا شدن
چیزی بار کسی بودن
خانه بر خروس بار بودن
ذره بدون بار الکتریکی
بار بردن
بیزار
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
hate (فعل)تنفر داشتن از، بیزار بودن، عداوت کردن، نفرت داشتن از، کینه ورزیدن، مشمئز شدنirk (فعل)ازردن، رنجاندن، عذاب دادن، بد دانستن، بیزار بودن، فرسوده شدن، بی میل بودنloathe (فعل)بیزار کردن، بد دانستن، بیزار بودن، نفرت داشتن از، مشمئز شدن، منزجر بودنdislike (فعل)دوست نداشتن، بیزار بودن، مورد تنفر واقع شدن...
کلمات مرتبط
بیزار بودن از
بیمار بودن
بازار چیزی کساد بودن یا شدن
بار دوش کسی بودن یا شدن
چیزی بار کسی بودن
خانه بر خروس بار بودن
ذره بدون بار الکتریکی
بار بردن
بیزار
نظرات