کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بیخ-گوشی | کلماتور
معانی کلمه : بیخ گوشی
تلفظ بین المللی :
/bˈix ɡˈuːʃi/
تلفظ :
[b'ix g'u:Si]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی گوشی هراسی
گوتیک بین المللی
الگوریتم بین المللی رمزگذاری داده ها
فرودگاه بین المللی گاوشیونگ
بیخ
بِیخ
بیخ دیواری بازی
بیخ ران
بیخ و بن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بیخ گوشی. [ خ ِ ] ( ص نسبی ) نجوی. آهسته سخن گفتن چنانکه دیگری نشنود.
- بیخ گوشی حرف زدن ؛ بیخ گوشی صحبت کردن. بیخ گوشی گفتن. و رجوع به ترکیبات بیخ ذیل بیخ شود.
فرهنگ فارسی
نجوی ٠ آهسته سخن گفتن ٠ چنانکه دیگری نشنود ٠
مترادف و متضاد
whisper
(اسم)
پچ پچ، بیخ گوشی، نجوا
susurration
(اسم)
بیخ گوشی، سخن اهسته
کلمات مرتبط
بی گوشی هراسی
گوتیک بین المللی
الگوریتم بین المللی رمزگذاری داده ها
فرودگاه بین المللی گاوشیونگ
بیخ
بِیخ
بیخ دیواری بازی
بیخ ران
بیخ و بن
نظرات