بیخ. ( اِ ) اصل و ریشه و قاعده و بنیان. بن. ریشه. پایه.زیر. مقابل شاخ. فرع. ( یادداشت بخط مؤلف ). بن. اصل. اساس. ریشه گیاه عموماً و ریشه اصلی گیاه و درخت که بزرگتر از ریشه های دیگر است خصوصاً : از ایوان گشتاسب تا پیش کاخ درختی گشن بیخ و بسیار شاخ.دقیقی ( یادداشت بخط مؤلف ).شود برگ پژمرده و بیخ سست سرش سوی پستی گراید نخست.فردوسی.فرستاده آمد بر شهریارز بیخ گیا بر میانش ازار.فردوسی.تا جهان باشد شاد...
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] بن، ریشه، اصل. ۲. (زیست شناسی ) ریشه. ۳. پایین ترین بخش هر چیز: بیخ دیوار.
فرهنگ معین
( اِ. ) ۱ - اصل ، اساس . ۲ - ریشة گیاه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - بن اصل اساس . ۲ - ریش. گیاه . ۳ - ریش. اصلی هر گیاه و درخت که بزرگتر از ریشه های دیگر است ( خصوصا ) اصل و ریشه و قاعده و بنیان ٠ بن یا ریشه ٠ پایه ٠ زیر ٠ مقابل شاخ ٠
دانشنامه عمومی
بیخ ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:بیخ (بستک)بیخ (بندرعباس)wiki: بستنی کاربرد دارد بیخ از گیاهان دارویی است ریواچ یا ریواس - شاتره- تلخک- زیره -بیخ- شاهدانه- نعنا -پونه- پسته کوهی - انجیر کوهی و ... از جمله گیاهان دارویی خودرو اند.نبومناطق رویشبیخ خود رو را میتوان بیشتر در مناطق خراسان جنوبی و رضوی یافت . بیخ در این دو استان معمولاً در حوالی دشت های قرار گرفته در اطراف قهستان(قاین)،...