معانی کلمه : بی محابا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بی پروا، بی باک.
۲. گستاخ.
۲. گستاخ.
فرهنگ فارسی
بی پروا
۱ - ( صفت ) بی ادب بی تکلف ۲ - بیباک ۳ - ناپرهیزگار . ۴ - بیدریغ .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
بیباک، بیپروا، بیملاحظه ≠ ملاحظهکار

بیباک، بیپروا، بیملاحظه ≠ ملاحظهکار